تبلیغات
My Dream

!Hi guys

شنبه 10 شهریور 1397 03:16 ب.ظ

writer: Fantasy Girl





سلـآم بچه ها :)
من کیمیا هستم و 13 سآلمه :-)
دوست دارم همیشه پـآییز باشه
تا دردای من بین برگ ریزان پـآییز دیده نشن..
من یـه آذریم :)
عنصر وجودم آتیشه
پس باهام بازی نکن که بدجور می سوزی
این وب رو زدم تا خاطراتم رو توش بنویسم 
شعـآرم:
#مَن_دوست_دارَم_زِندِگی_کُنَم
پس سعی نکنین بهم ضربه بزنین
تا دست از زندگی بکشم،
چون اینجوری بیشتر زندگی می کنم
خوب این وب قـآنون خاصی نداره
فقط چند تا نکته هست که دوست دارم بگم:
1. با تبادل لینک %98 موافقم
2. فقط با دخترا دوست می شم
3. اگه می خواین با هم دوست شیم فقط کافیه یه کامنت بدین
4. لُدفا اگه دیدین من آنلاینم بیاین و با من حرف بزنین
خوب..همینا بود ، دیگه حرفی نیست
بـآی :)



comments : :)
last update: شنبه 10 شهریور 1397 10:40 ب.ظ

مدرسـه

پنجشنبه 19 مهر 1397 01:46 ب.ظ

writer: Fantasy Girl


خوب بهتره اول از همه بگم سلام! :)
یه مدتی میشه که نت نیومدم و مثل این که وبم خاک گرفته! 
البته قبول دارم که قبل از مدارس هم فعالیت چندانی تو وبم نداشتم
ولی نمی دونم چرا از وقتی مدارس باز شدن هی می خوام بیام وبو از این حرفا
نمی دونم چه مرضی گرفتم و چرا تابستون اصلا مطلبی نذاشتم -__-
راستی چه خبر از مدارس؟
من خودم امسال هفتمم و تازه وارد دوره ی متوسطه اول شدم
یعنی اول دبیرستان!
اصلا باورم نمیشه که الان منو به چشم یه دبیرستانی می بینن!
من الان هفتمم و راستش درسا برام خیلی سنگین شدن
و باید خیلی حواسم به درس و مشقم باشه که افت تحصیلی نکنم..
سال پیش فقط 4 تا درس بودن که می خوندم:فارسی،علوم،اجتماعی و هدیه
ولی الان که به لیست بلند درسام نگاه می کنم چشمام سیاهی میره :|
ولی خوب تنها چیزی که مجبورم میکنه درس بخونم و برم مدرسه معلمام
و دوستامن 
امسال رو دوست دارم خدایی
خیلی خوش میگذزه با بچه ها
راستش سه شنبه رفتیم اردو و خیلییی خوش گذشت
یکی از بچه هایی که تازه امسال باهاش اشنا شدم و
با هم دوست شدیم الیناست 
خیلی بچه ی باحالیههه! اصلا دیوونست! و بهتره اضافه 
کنم که از لیتو خیلی خوشش میاد و رپم گوش میده و
از طرف دیگه هم طرفدار گروه وان دایر اکشنه و یه فن پیجم
داشت که الان یادم نمیاد در رابطه با کی بود
 یکی دیگه از بچه ها هم روژانه که اصلا نمی فهمم چرا
علاقه ی خاصی به کیک داره! -_-
 لاغره و دیوونه ی کیک می دونین :|
اصلا پایه و اساس زندگیش از کیک درست شده :|
و روانی کوروشه -_-
منظورم از کوروش کوروش هخامنشه نه یه
کوروش دیگه ! :|
از دوستای پارسالمم هستن و با دوتاشون تو یه کلاس افتادم.
 ما 5 نفریم که آخر کلاس میشینیم هر وقت تو کلاس وقت 
اضافه میاریم میشینیم فقط حرف می زنیم
ما تو کلاس همش درحال قهقهه زدنیم و
جالبیش اینحاست که درباره ی هر چیزیم حرف
میزینم...امم خوب می دونین من الان فقط حدود 8 یا 9 روز
که با این بچه ها آشنا و نمی دونم چرا انقدر باهاشون راحتم :|
ما در رابطه با یه چیزایی حرف می زنیم
 که فکر نکنم انقدر راحت درباشون با دوستای دیگم حرف بزنم...
البته وقتی اینا رو می گم از من یه منحرف تو ذهنتون نسازین :|
منظورم از یه چیزایی چیزایی بودن که معمولا بچه ها انقدر راحت
درباره اش با بقیه حرف نمی زنن..به هر حال شما هر جور
می خواین فکر کنین 
و...آها بچه ها من پنجشنبه ها و جمعه ها هستم :)
پس اگه کاری داشتین بگین و فکر نکنین من مردم 
و این که:
تا خبری دیگر بای ^^



comments : :)
last update: پنجشنبه 19 مهر 1397 02:51 ب.ظ

1

یکشنبه 11 شهریور 1397 03:46 ب.ظ

writer: Fantasy Girl


این منم
شاید پرنده نباشم،
ولی گاهی اوقات به چشم بعضی ها
"یه پرندم"
شاید اونا اینو نمی دونن، 
ولی گاهی منم به اونا
به چشم یه "شکار چی" نگاه می کنم..
وقتی می خوان شکارم کنن
از دستشون فرار می کنم
چون از اسارت خوشم نمیاد
از زندونی بودن خوشم نمیاد
برای همین فرار میکنم
فرار می کنم که آزاد باشم
از بدی دور باشم
از نفرت دور باشم
تا با خیال راحت بال هامو باز کنم،
بپرم و به این فکر کنم که من هنوز
"آزادم"



comments : ثـآبت
last update: پنجشنبه 15 شهریور 1397 08:35 ب.ظ



]